سال حمایت از کالای ایرانی گرامی باد
پنج شنبه ٢٣ مرداد ١٣٩٩

اخبار > رابطه فرهنگ سازماني و مديريت دانش(مطالعه موردي : شركت نفت و گاز زاگرس جنوبي)



  چاپ        ارسال به دوست

رابطه فرهنگ سازماني و مديريت دانش(مطالعه موردي : شركت نفت و گاز زاگرس جنوبي)

عنوان پايان نامه : رابطه فرهنگ سازماني و مديريت دانش(مطالعه موردي : شركت نفت و گاز زاگرس جنوبي)

دانشجو: مجتبي رسته من        مقطع: كارشناسي ارشد

رشته تحصيلي: مديريت فن آوري اطلاعات       گرايش: سيستم هاي مديريت

دانشگاه: آزاد اسلامي واحد الكتريكي              استاد راهنما: ناصر ميرسپاسي

 

ضرورت تحقيق:

چند سال گذشته بحث هاي گسترده اي درباره اهميت مديريت دانش در جامعه ما صورت گرفته است. استادان و پژوهشگران از رشته هاي مختلف مانند جامعه شناسي، اقتصاد و علم مديريت توافق دارند كه تحولي رخ داده است. مديريت دانش و استراتژي مرتبط به عنوان اجزا مهم و ضروري براي سازمانها به منظور بقاء و حفظ توان رقابتي ترويج مي شوند.

مديريت دانش، مفهومي تقريبا جديد است كه به سرعت راه خود را به سازمان ها و شركت هاي مختلف بازنموده است. اين مفهوم امروزه عاملي در جهت توسعه و موفقيت سازماني به شمار مي آيد مديريت دانش در عصر حاضر به حدي اهميت يافته است كه ذكر نام آنها در شركت هاي بزرگ مفهوم مزيت رقابتي و توسعه پايدار را در ذهن تداعي ميكند.

فرهنگ سازماني نيز در دانش مديريت و رفتار سازماني سهم به سزايي دارد. بر پايه نظريه ها و پژوهش هاي جديد در مديريت، فرهنگ سازماني داراي اهميت روز افزورني شده و يكي از مباحث اصلي مديريت را تشكيل داده است. ضرورت توجه به فرهنگ سازماني تا جايي است كه صاحب نظران بر اين نظر هستند كه اگر قرار است دريك سازمان تغييرات موثر و پايدار به وجود آيد فرهنگ آن سازمان بايد دستخوش تغيير شود. به عبارت ديگر موفقيت و شكست سازمان ها را بايد در فرهنگ آنها جستجو كرد. لذا مديران با اتكا به فرهنگ و بهره جستن از آن مي تواند خود ار از بند راه حل هاي گذشته رها ساخته و راه حل هاي تازه اي براي سازمان و پيشرفت آن فراهم آورند.

آنچه مشخص است اين است كه اجراي مديريت دانش و توسعه آن در سازمانها به طور كامل، فرايندي بلند مدت بوده و الزامات خاص خود را دارد البته نبايد اين نكته را از ياد برد كه بسترسازي فرهنگي و تامين زير ساخت هاي اقتصادي و فن آوري كه از جمله اين الزامات محسوب ميشود از عوامل موثر بر زمان بر بودن پروژه هاي مديريت دانش دارد. اين پژوهش ميتواند به شناخت و درك بيشتر مفاهيم و ابعاد، انواع و ساير عوامل مرتبط با مديريت دانش و فرهنگ سازمان منجر شود، زيرا درك بهتر از ارتباط بين فرهنگ سازماني و مديريت دانش به مديران سازمان كمك ميكند تا بهتر بتوانند از منابع مادي و انساني خو در جهت پيشبرد اهداف استفاده كنند.

 

 

اهداف تحقيق:

از بعد نظري در اين تحقيق سعي ميشود تا با استفاده از تعاريف و نظريات دانشمندان مختلف درباره فرهنگ سازمان و مديريت دانش انواع و ابعاد آنها، فرآيندهاي مربوط و زمينه ايجاد آن در سازمانها بررسي لازم صورت گيرد و در واقع هدف نظري اين تحقيق را ميتوان ايجاد يك چارچوب نظري براي شناخت و به كارگيري مديريت دانش و فرهنگ سازماني دانست.

همچنين ما در اين نحقيق تلاش ميكنيم تا با معرفي مفاهيم، انواع فرهنگ سازماني و مديريت دانش اهميت هر كدام از آنها را براي نيل به موفقيت سازمان به افراد و به خصوص مديران نشان داده و با ارئه پيشنهادات و راهكارهاي مناسب در اين زمينه، اطلاعات مناسبي را در اختيار مديران و علاقه مندان به اين مقوله در سازمانها قرار دهد.

از جمله اهداف ويژه تحقيق، بررسي وجود رابطه معناداري بين هر يك از انواع فرهنگ سازماني با مديريت دانش، شناسايي فرهنگ غالب سازمان و همچنين بررسي شرايط پياده سازي مديريت دانش در شركت زاگرس جنوبي مي باشد.

 

 


١١:٠٤ - شنبه ٢٣ مهر ١٣٩٠    /    شماره : ٥٦٦٣    /    تعداد نمایش : ١٢٩٩